خدايا پدر و مادر من هر دو در آستانه سالخوردگي هستند ولي من هنوز دست هاي خسته و چروكيده مادرم را نبوسيده ام و سرم را روي زانوان خسته ولي پرمهر او نگذاشته ام . صورت او را نوازش نكرده ام . هنوز از مهر مادري او قدرداني نكرده ام . من بايد بجنبم فردا مي آيد و من هنوز در رختخواب بي تفاوتي مانده ام .
هنوز به پدرم نگفته ام كه چقدر محتاج دست هاي نوازشگرش هستم . چقدر دوست دارم تا بچه هايم را بغل كند و مرا نيز در كنار خود بنشاند و دستش را روي سرم بكشد . به او نگفته ام كه من سرخ شدن گونه هايش را از فرط خجالت از اين كه شرمنده ما مي شد و نمي توانست تمامي احتياجات ما را برآورده كند مي فهميدم و در آن لحظه دلم مي خواست او را بغل كنم و دلداريش دهم . واي خداي من فردا در راه است و من هيچ كاري انجام نداده ام .
هنوز چشم در چشم همسرم به او نگفته ام كه چقدر دوستش دارم به حدي كه حتي فكرش را هم نمي تواند بكند . هنوز به او نگفته ام كه هر روز ثانيه شماري مي كنم تا او در خانه را به صدا در بياورد به او نگفته ام كه چقدر براي من و بچه هايم مهم است . نگفته ام كه مثل كوه استوار ، مثل آتش پرحرارت ، مثل آب زلال و مثل آيينه صادق است . بايد به او بگويم ، فردا دارد مي آيد .
بچه هاي من دارند بزرگ مي شوند و من هنوز تمام مادري ام را به آن ها هديه نكرده ام . تمام بوسه هاي عالم را ، تمام محبتم را و تمام عشقم را هنوز به آن ها هديه نداده ام . آن ها دارند بزرگ مي شوند و من بايد به چشمان آن ها خيره شوم و تمام وجودم را در وجود آن ها پيدا كنم . بايد به اين كبوتران پرواز ياد دهم و آزادشان سازم . خداي من فردا در راه است و من هنوز خيلي كار دارم .
بايد به ديدن خواهرها و برادرهايم بروم ، بايد از همسايه ام دلجويي كنم . شاخه گلي براي همكارم ببرم كه مدت هاست به خاطر يك سوءتفاهم با او حرف نزده ام . از سبزي فروشي محله امان تشكر كنم . از معلم فرزندم به پاس مهر فراوانش تشكر و قدرداني كنم از نانوايي سر كوچه مان سوال كنم آيا همسر بيمارش بهبود يافت ، به رفتگر محله مان خدا قوت بگويم و دست نوازش بر سر آن بچه يتيمي كه مي شناسمش بكشم واي خداي من چقدر دير است فردا دارد مي آيد .
چه كتاب هايي كه نخوانده ام و چه نوشته هايي كه ننوشته ام من بايد بخوانم بنويسم بسرايم و تصويري بكشم چقدر دير اما بايد تكان بخورم براي نورانيت وجودم براي خودم براي وجدانم و براي فردايم خداي من فردا دارد مي آيد و من هنوز هيچ كاري انجام نداده ام .
